. . . آدیـــنه ها . . .

... ای مـفـخـر آدیــنـه‌ام ... مـن عـاشـق دیـریـنـه‌ام ...

. . . آدیـــنه ها . . .

... ای مـفـخـر آدیــنـه‌ام ... مـن عـاشـق دیـریـنـه‌ام ...

أینَ الطالِبُ بـِدَم ِ المَقتوُل ِ بـِکـَربَلا ...


به نام خداوند توانا ، درهم شکننده ی شوکت ستمگران !

سلام بر مهدی موعود ، غایب ناظر و حاضر ! سلام بر حسین ، سرور حق طلبان !
اینجا کربلای غزه ، امروز عاشورای حسین !
چه فرقی دارد ؟ اگر قرار بود کربلا و عاشورا در زمان و مکان محدود شود که باید همان هزار و سیصد و خرده ای سال پیش تمام می شد و فراموش و منسوخ از تمام فرهنگ ها و اتفاقات تاریخی ! این عاشورا نبود که بارها غیرت مسلمانان را بیدار کرد برای طغیان علیه طاغی ؟ شور کربلا نبود که مردان دلیر و پاک ما را کشاند به جنگ با تمام آنهایی که به جنگ دین و خاک و عزت شان آمده بودند ؟ به خدا قسم که توجه به عاشورا روح مرده ی ما را بیدار می کند . غیرت مسلمان را به تلاطم در می آورد ، که یک موجش تمام از خدا بی خبران را بسوزاند و نابود کند ! عاشورا است که دل حق طلبان را شیدا می کند . عاشورا را نفهمیده ایم ... که اگر فهمیده بودیم کسی جرأت چپ نگاه کردن به گوشه ی عزت مان را نداشت ! زیرا سرورمان حسین (علیه السلام) شهید  شدند تا به ما بفهمانند:  "هَیهات مِنّ الذّلة!"
این خاصیت خون حسین است که عطش حق می نشاند در دل هر که کمی از نور الهی به قلب و دیدگانش رسیده است . این خاصیت خون حسین است که می خروشد و می خروشاند ! خاصیت خون حسین است که وادارمان می کند بپرسیم آن کودک به چه گناهی کشته شد ؟! اصلا توانایی گناه کردن داشت ؟! چه کسی هست که جواب بدهد "بأیِّ ذَنبٍ قُتِلَت؟!" غزه نیازی به کمک های ما ندارد . چون این دست خداست که بالای همه ی دست هاست !! "یَدُاللهِ فَوقَ أیدیهـِم"مگر تا به حال به کمک ما ایستاده اند و شجاعت شان را به رخ تمام جهان و ترسو های گریزان از خون و جنگ و مقاومت کشانده اند ؟! مگر ما بوده ایم و دیده ایم چه طور داغ شهیدان شان را در دل نگه داشته اند تا دل دشمنان از خدا بی خبرشان را شاد نکنند . مثل زینب ( سلام الله علیها ) که همیشه به ایشان گفتند : " زینب جان ! گریه کن ، ولی آهسته آهسته " و حضرت همیشه آستین جلوی دهان گذاشتند و گریه کردند تا صدای گریه شان ، خنده ی دشمن را باعث نشود ! یک بار امتحان کنیم این طور گریه را ! به خدا سم می شود همه ی اشک ها ...
آن پدر را به خاطر می آورم که در میان خشم و خون ، در حالی که چشم هایش غرق در اشک نفرت از صهیونیسم است ، فریاد می زند : " فرزندم که هیچ ، تمام زندگی ام فدای مقاومت ! " و فرزندش را که تیری قلبش را شکافته کنار  کودکان و شهدای دیگر می گذارد . چه قدر من را به یاد مادر وهب ، آن جوان تازه داماد کربلا ، می اندازد ؛ که سر جوانش را به سمت دشمن پرتاب کرد و گفت : " هدیه ای را که به خدا داده ام ، پس نمی گیرم ! " و چه قدر آن کودک با مظلومیتش حتی در شهادت ، من را به یاد امام مظلومم ، حسین ( علیه السلام ) می اندازد . او که قلبش را دریدند در کربلا ، او که تنهایش گذاشتند در نینوا ... و گمان کردند قلب حسین را می شکافند در حالی که سینه ی حق را دریدند ، به روح حق تاختند و افسار گسیخته بقیة الله زمان شان را به خاک و خون کشیدند در کربلا .
مردم کوفه مثل ما بودند . مسلمان بودند . حتی خیلی از گناهانی که ما می کنیم ، مرتکب نمی شدند . فقط بی غیرت شده بودند . مثل ما !!
به مقدسات مان توهین می کنند ، به ناموس دینی مان تعدی می کنند ، به هم کیشان مان ستم می کنند ، شخصیت دینی و ملی مان را به لجن می کشند ، اما باز نشسته ایم و مثل ابلهان می پذیریم شان ! باز هم از آنها حمایت می کنیم ! البته محکوم هم می کنیم !! اما اگر مد برای مان بفرستند ، می پذیریم ، یک دفعه تمام بوتیک های کشور ، یک دست می شوند بنفش !! هر برنامه ای که از ماهواره پخش می شود با جان و دل نگاه می کنیم ، اما طاقت یک خط قرآن خواندن یا 5 دقیقه نماز را نداریم ! پا درد می گیریم ، خسته می شویم ، به نفس نفس می افتیم ! این یعنی "وای بر ما!!" یعنی تن و جان مان پر شده از حرام و ناحق ، ناحق یعنی حق امام را که در مال مان بود ، خوردیم و به روی خودمان هم نیاوردیم ! غافل از آنکه آن مال باید می رسید به تمام آنهایی که مثل مردم غزه مورد ظلم واقع شده اند ، با آن قرار بود دین ما حفظ شود ! یعنی ما از صهیونیست ها باید پایبندی به تکلیف را یاد بگیریم که آنها محال است پرداخت " عشریه " ی ( یک دهم ) مال شان را ترک کنند ، با اینکه می دانند به موشک و بمب تبدیل می شود و پاره های تن مسلمانان را شهید می کند ؛ اما این همه مسلمان هنوز بر خود تکلیف نمی بینیم که قسمتی از مال مان را برای حفظ دین مان ، برای حفظ جوانان مان و نمازمان به امام زمان مان هدیه کنیم ، شاید خداوند از این راه فیض های دیگری نصیب ما که پر از گناه و ناخالصی هستیم کند .
تقصیر خود ماست ! عادت کرده ایم همه چیز را از بیگانه بگیریم ، بیگانه هایی که مراکز شیعه شناسی ترتیب داده اند برای آموختن فرهنگ و علوم ما شیعیان !! ما باید به آنها الگو می دادیم . اما آنها هستند که سراپای ما را به هر شکل که دوست دارند در می آورند و بعد به ریش مان می خندند . به ریش دین مان می خندند که این چه دینی است که نتوانسته پیروانش را آزاده بار بیاورد !؟! در افکار و عقاید ما رسوخ می کنند و آنها را به نابودی می کشانند ، فکر می کنند می توانند از این راه ، این طور مسلمانان مظلوم غزه را هم در ظلم و تاریکی کفرشان غرق کنند و همه سکوت کنند ! اما حتی یک مسلمان بیدار هم کافی است برای احیای دین محمد ( صلی الله علیه و آله ) و دادخواهی مظلومان ...
به راستی که بیدارترین مسلمانان ، امام زمان مان ، حضرت بقیة الله ، ذخیره ی خدا بر زمین ، مهدی موعود ( علیه السلام ) است . اوست که منتقم آل علی است ! انتقام پهلوی شکسته ی مادرش زهرا را می گیرد ، انتقام جگر لخته لخته ی حسن ( علیه السلام ) که چه غریبانه در خانه ی خود شهید شدند ، انتقام حسین ( علیه السلام ) که چشم و چراغ دل پیامبر ( صلی الله علیه و آله و سلم ) بودند ... و او انتقام همه ی مظلومین را خواهد گرفت ...     
غزه نیازی به کمک ما ندارد ! این ما هستیم که نیاز داریم به یاری مظلومان غزه برویم تا ذره ای فیض دستگیری از مظلوم نصیب مان شود ، تا زمانی که خداوند منتقم حقیقی را برای یاری همه ی ما بفرستد به لطف بی پایانش ...    
خدایا ! تو آگاهی به مصائب جهان و دل های سوخته ی مظلومان ، به بزرگی و عظمتت قسم ، ظهور منتقم آل علی را نزدیک بگردان ...

رجعت و کشته شدن شیطان

« به نام خدا » 

آخرین برگشت علی (علیه السلام) به دنیا و کشته شدن شیطان . 

گفت: « پروردگارا ! مرا تا روزی که انسان ها برانگیخته می شود مهلت ده ». فرمود : « تو از مهلت داده شدگانی . ولی تا روز و زمان معین ».

امام صادق (علیه السلام) فرمود : « ابلیس از خدا خواست که او را تا روز قیامت مهلت دهد ، ولی خداوند آن را رد کرد و فرمود : " تا روز وقت معلوم تو از مهلت داده شده ها هستی " ، چون روز وقت معلوم فرا رسد ، ابلیس با تمام پیروانش که از زمان خلقت آدم تا آن روز از او پیروی کرده اند ، ظاهر می شود... »

و حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) برگردد و این آخرین برگشت آن حضرت است.
راوی گفت : مگر علی (علیه السلام) رجعت های بسیار خواهد کرد؟
حضرت فرمودند : بلی.
و هر امامی که در قرنی بوده باشد نیکوکاران و بدکاران زمان او بر می گردند تا حق تعالی مؤمنان را بر کافران غالب گرداند و مؤمنان از ابشان انتقام بگیرند.
پس چون آن روز {یعنی آخرین رجعت علی (علیه السلام)} برسد ، حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) برگردد با اصحابش ، و شیطان نیز بیاید با اصحابش ، و ملاقات ایشان در کنار فرات واقع شود نزدیک به کوفه واقع شود نزدیک به کوفه ، پس کشت و کشتاری بینشان واقع می شود که هرگز چنین قتلی واقع نشده باشد.
امام صادق (علیه السلام) فرمود : گویا می بینم اصحاب حضرت امیر را که صد قدم از پشت سر بر می گردند و پای بعضی در میان آب فرات داخل شود. پس ابری از آسمان فرود آید که پر شده باشد از ملائکه ، و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در حالی که اسلحه ای از نور در دست داشته باشد ، در پیش آن ابر می آید ، چون نظر شیطان بر آن حضرت بیفتد عقب نشینی کند ، و اصحابش به او گویند: اکنون که پیروز شدی به کجا می روی؟
شیطان می گوید : من می بینم آنچه شما نمی بینید ، من می ترسم از پروردگار عالمیان .
پس حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) به او می رسد و حربه در میان دو کتفش بزند که او و اصحابش همه هلاک شوند.
بعد از آن ، همه ی مردم خدا را به یگانگی بپرستند و هیچ چیز را با خدا شریک نگردانند.
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) چهل و چهار هزار سال حکومت خواهد کرد... پس در آن وقت دو باغ سرسبز که حق تعالی در سوره ی الرحمن فرموده در دو طرف مسجد کوفه به هم رسد.

( از کتاب رجعت ) 

حسین ...
یا حق ...

هجران

به نام خدا  

یارا ببین هجران ما ، این درد بی درمان ما
این خار در چشمان ما ، وین دیده ی گریان ما
این کوه غم بر جان ما ، دیگر چه باشد آن ما
ای غایب از چشمان ما
موسی به قربان شما ، عیسی به فرمان شما
یعقوب گریان شما ، یوسف پریشان شما
جان علی جان شما ، دستم به دامان شما
ای غایب از چشمان ما
یارا سلامت می کنم ، چشمم به راهت می کنم
دیده سرایت می کنم ، هر شب صدایت می کنم
این جان فدایت می کنم ، ای نازنین پنهان ما
ای غایب از چشمان ما
مولا جوابم می کنی ؟ در غم هلاکم می کنی ؟
پر اضطرابم می کنی ؟ یا خود جوابم می کنی ؟
خود انتخابم می کنی ؟ تا من بیایم جمعه ها ...
ای غایب از چشمان ما ... 

کربلا ... 

یا حق ...