مترجم متن ۱۶ زبان مترجم متن ۱۶ زبان
سایتهای خارجی را از این پس با زبان فارسی باز کنید
معافیت از خدمت سربازی
هم کار یاد بگیرید، هم حقوق بگیرید و هم از خدمت سربازی معاف شوید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 12 تیر ماه سال 1388

دیری است؛ که دعاهایمان «ندبه» شده است و هر صبح جمعه مشعل چشم های ما، با زلال اشک روشن می شود. و من در کوچه های سرگردان «غیبت» تو را می جویم شاید مرا به میهمانی نگاهت بخوانی.

کویر وجودم در انتظار باران ظهور توست.

و برکه کوچ هستی ام به نظاره  دریای حضورت. 

پیکر خسته ی به خاک نشسته ام را تنها تو و یاد تو به دیار قرار می رساند.

آه، ای حضور! ای دریای نور!... دلم درکوچه پس کوچه های انتظار گرفته است ... 

 

"نامه های جوانان به امام زمان"

جمعه 5 تیر ماه سال 1388

 

نمی دانم چه خطابت کنم؟ بهار، حضور، وعده عشق، پایان انتظار، قائم زمان، یا اصلا خود خود عشق؛ 

 

پس سلام، سلامی با یک دنیا انتظار ونیاز، یک بغل احساس پاک با تو بودن.  

 

 

پاک و ساده بگویم: در انتظارم. در انتظار حضورت، ورودت و عبورت. 

 

  

 "شیروانی، نامه های دختران به امام زمان "

جمعه 29 خرداد ماه سال 1388

«هو السّلام» 

شمس و قمرم آمد، سمع و بصرم آمد
وان سیمبرم آمد، وان کان زرم آمد
مستی سرم آمد، نور نظرم آمد
چیز دگر ار خواهی، چیز دگرم آمد
آن راهزنم آمد، توبه‌شکنم آمد
وان یوسف سیمین بر ناگه به برم آمد
آن‌کس که همی جستم، دی من به چراغ او را
امروز چو تنگ گل بر رهگذرم آمد
از مرگ چرا ترسم، کو آب حیات آمد
وز تیغ چرا ترسم، چون او سپرم آمد
امروز سلیمانم کانگشتری‌ام دادی
وان تاج ملوکانه بر فرق سرم آمد
از حد چو بشد دردم در عشق سفر کردم
یا رب چه سعادت‌ها کز این سفرم آمد
وقتست که درتابم چون صبح در این عالم
وقتست که برغرّم چون شیر نرَم آمد
وقتست که می نوشم، تا برق زند هوشم
وقتست که برپرّم چون بال و پرم آمد
 

«به امید ظهور دولت دوست»

جمعه 22 خرداد ماه سال 1388